ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 190

تاريخ رشيدى ( فارسي )

تشويق‌آميز ايجاد هيئت‌هاى مجهول ظاهرا عادى مىشد ؛ و رو به پايان سده شانزدهم و آغاز سده هفدهم در ميان ايالات واقع در مرز غربى چين بيشتر متداول مىگشت . اين حقيقت با صراحت خاصى در روايت بنديكت گوئز « 1 » خودنمايى مىكند ، وى در سال‌هاى 1604 - 1603 از لاهور به چين مسافرت كرده و پس از عبور از ياركند ، آقسو ، تورفان و كامول ، در مرز شهر سوچو در كانسو وفات كرده است . گزارش سفر او در حقيقت بسيار ناچيز است ، زيرا بخش اعظم خاطرات روزانه‌اش به هنگام مرگ گم گشته ، اما بخش‌هايى از آن بعدا پيدا شده و به دست يكى از تواناترين مبلغان يسوعى آن زمان - پدر ماتئوريچى « 2 » - در پكن افتاده كه وى از روى آن به تكميل ماجراهاى گوئز پرداخته است . بدين ترتيب بيشتر آن روايت كه به ما رسيده از قلم مردى است كه مخصوصا داراى معلومات خوب و شايسته كشف حقيقت ، در امورى مانند موضوع مربوط به هيئت‌هاى مأمور ابلاغ اطاعت از سوى غرب ، بوده است . به گفته او خراجى كه به پايتخت [ چين ( م ) ] آورده مىشد صرفا ارزش اسمى داشت ، اما امپراتور با توجه به شكسته نفسى خود ، هدايا را بدون انتخاب ، از بيگانگان مىگرفت ، نه تنها حاملان خراج را در سطحى سخاوتمندانه مىپذيرفت ، بلكه به عنوان تلافى در مقابل چيزهايى كه به او تقديم شده بود ، هداياى بسيار زيادى نيز به ايشان اعطاء مىكرد ، تا آنجا كه هر كس « روزانه يك تكه طلا كه خيلى بيشتر از هزينه ضرورى او بود » به جيب مىزد . به همين دليل ، مزيت حمل پيشكش‌ها به چين ، رقابت شديدى ميان بازرگانان و كسانى كه مبلغ زيادى براى نامزدى مقام حامل خراج مىپرداختند ، ايجاد مىكرد . به گفته ريچى اينها كه به سفرا مشهور بودند ، هنگام عزيمت ، نامه‌هايى به نام پادشاهان مبنى بر نمايندگى خود جعل مىكردند كه در آن امپراتور چين با اصطلاحاتى چاپلوسانه مورد خطاب قرار مىگرفت . وى مىافزايد كه « چينيان از اين سفارت‌ها مانند ديگر شخصيت‌هاى ممالك متعدد نظير كشن - شين ، سيام ، لئو - چيئو ، كره ، و برخى از پادشاهان كوچك تاتار استقبال مىكردند . تمام هزينه‌هاى باورنكردنى آنها به عهده بيت المال بود . خود

--> ( 1 ) . . seog tcideneb ( 2 ) . iccir wehttam rehtaf .